نامه اول
-
تاریخ: 1397/7/2 ساعت: 18:47
دخترکم سلام امیدوارم حالت خوب باشد و غصه ای در زندگی پر قصه ات پیدا نکنی. از این به بعد سعی دارم گاهی علاوه بر نوشته های متداول برایت نامه هم بنویسم.
نامه ی دوم
-
تاریخ: 1397/7/2 ساعت: 18:47
بسم الله الرحمن الرحیم دخترکم سلام امیدوارم خوب باشی و تندرستی از تو دور نشود میدانی این نامه را برای چه مینویسم؟ این نامه برای سه ماهگیت است.بله سه
برای سه ماهگیت
-
تاریخ: 1397/7/2 ساعت: 18:47
میگذرد.آن هم به سرعت. این روزهایت را میگویم. تو روز به روز بزرگ تر میشوی و هر روز شیرین تر و زیبا تر از روز قبل و من به تماشا مینشینم ثانیه به ثانیه ی این لحظاتت را که همگی لطف رب مهربان است. این روزها به تماشا نشسته ام سه ماهگیت را و ممنونم از تو برای بودنت. پ ن: با کمی تاخیر برای سه ماهگیت
نمیدانم
-
تاریخ: 1397/4/29 ساعت: 3:03
دخترکم سلام نمیدانم بهترین عنوانی بود که برای این نامه در نظر گرفتم. مدت
نامه ی سوم (سده یا صده)
-
تاریخ: 1397/3/21 ساعت: 10:22
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خدای خالق تمام مهربانی. بنام خدای خالق تمام محبت ها و &#
نامه چهارم
-
تاریخ: 1397/3/21 ساعت: 10:22
بسم الله الرحمن الرحیمیا راحم الطفل الصغیرنامه ای دیگر به دخ
نامه پنجم
-
تاریخ: 1397/3/21 ساعت: 10:22
بسم الله الرحمن الرحیم دخترم زهرا ساداتم سلامحرف های بسیاری بود که باید برایت م®
اولین دیدار
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 22:56
سلام دخترم من باباتم.امروز روز تولد منه و طبق دستور و نسخه پزشک تو باید امروز تعیین جنسیت میشی و سلامتیتو چک میشل. اما چون بابایی برای ایام دهه آخر صفر آوردم الموت مجبور شدم بین این چند روز به سر بیان تهران و تو دو روز زودتر مشخص شد دختر بابایی. عزیز دلمنمیدی چه استرسی داشتم قبل از سونوگرافی.نگران س
لحظه شماری
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 22:56
سلام بابا مدتی به خاطر برخی کارها و گرفتاری ها نتونستم بنویسم اما امروز بین کارهام برای زمان استراحتم اومدم تا بازم برات بنویسم. امروز که دارم مینویسم چیزی به اومدنت نمونده. این روزا خیلی شیطون شدی و خیلی هم به نظرم کم حوصله. قدری اذیتت هات زیاد شده و یه حال گیری اساسی از مامانت داری انجام میدی. هف
شمارش معکوس
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 22:56
سلام بابایی خوبی؟ میدونی از امروز دیگه شمارش معکوسم شروع شده. تا شب عید مبعث. یعنی شبی که تو میخوای به دنیا بیای چه حس خوبیه. راستی بابایی تمام این مدت یه طرف این یک ماه آخر یه طرف. خیلی کند میگذره.اما من دارم کلی ذوق میکنم که تو رو بالاخره میبینم. خوشحالم. خیلی. قد یه دنیا + نوشته شده در شنبه بیست ...
از روی دلتنگی
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 22:56
سلام دخترم سلام دختر ماهم .خوبی بابا جون؟ نمیدی دلم چقدر برات تنگه. از دیروز عصر که از تهران اومدم تا الآن تقریبا بیشتر از 24 ساعت میشه که روی ماهتو ندیدم،بابا خیلی دلتنگتم. میدونی امروز باید واکسن دوماهگیت رو میزدی و من کنارت نیستم.اما مدام پیگیر حالت هستم. هنوز تب نکردی. اما من خیلی نگرانتم. بابا ...